ديدي اوني که مي گفت دوست داره تورو تو غربت تلخت
جا گذاشت اوني که دم از وفا و عشق مي زد بي تفاوت
رفت تورو تنها گذاشت ديدي اون که عهد عشقو با تو
بست چقدر ساده زد و عهدو شکست نميدونست مگه
تو عاشقشي که چشاشو تا ابد روي تو بست دل من
غصه نخور چون روزگار گاهي مثل زهره و گاهي عسل
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه ششم مهر 1385 و ساعت
5:6 |

